خلاصۀ پیشینۀ ماجرا این است که برنامههای ایرانی مثل فیدیبو پر از اشکال هستند و شنیدن کتابِ شنیداری در آنها با عذاب و شکنجه همراه است. برنامههای خارجی که میشناختم هم همه مربوط به پلتفرمهای فروش بودند و راه پرداخت ارزی لازم داشتند. البته راههایی برای پرداخت ارزی وجود دارد؛ اگر بخواهم صادق باشم، برای من گران هستند و نمیتوانم پرداخت کنم.
کتابهای شنیداری را از تورنت و منابع مشابه دانلود میکردم. برای پخششان بعد از چندیدن تلاش به یک راهِ حلِ خیلی خوب رسیده بودم. فایلها را توی دراپباکس (یک پلتفرم ذخیرۀ فایل ابری) میگذاشتم. یک فید پادکست درست کرده بودم که هر اپیزودش یکی از این کتابهای شنیداری بود. فقط خودم به این پادکست دسترسی داشتم. توی برنامۀ اورکست (که پیش از این در موردش نوشته بودم) کتابها را دانلود میکردم و میشنیدم. شنیدن کتابِ شنیداری در این برنامه آنقدر لذتبخش بود که زحمت آپلود در دراپباکس و دانلود مجدد در اورکست را به خودم میدادم. مخصوصاً امکان «سرعتِ هوشمند» که از طریقِ ویرایشِ طبیعیِ سکوتها سرعت را بالا میبرد، این لذت را بیشتر هم میکرد.
همه چیز خوب پیش میرفت تا وقتی اینترنت قطع شد. اسفند ۱۴۰۴ بود. امکان آپلود و دانلود فایلها را از دست دادم. من ماندم بی کتابِ شنیداری. تا اینکه این اواخر یک راه جایگزین پیدا کردم. در حقیقت یک برنامۀ آیفون پیدا کردم که کارش پخش کتاب شنیداری است. اسمش «BookPlayer» است. مهمترین مزیتش این است که میتوانم فایلها را از مک با کابل (یا بیسیم) به گوشی منتقل کنم و بشنوم. ایراد بزرگش هم این است که «سرعتِ هوشمندِ اورکست» را از دست دادم.
امروز شروع کردم به شنیدن یک کتاب شنیداریِ تازه. کتابی که الان در حال شنیدنش هستم اسمش «Slugfest» است. موضوع کتاب تاریخچۀ رقابت ۵۰ سالۀ دو ناشر بزرگ کتابهای کامیک در آمریکا، یعنی DC و Marvel است. باید کمی زمان بگذرد تا بفهمم دقیقاً در مورد تجربۀ شنیدن کتاب با این برنامه چه نظری دارم. شاید بعداً یادداشت دیگری در این مورد بنویسم.


دیدگاهتان را بنویسید